بدون عنوان
دختر خوبم الهی قربون اون چشمای مهربون و کنجکاوت برم که این جوری ظرف غذا رو دنبال می کنه
الهی فدای اون دهن کوچکولوی بی دندونت برم که هنوز قاشق تو راهه بازش می کنی

من و مامان جون مهری در حالیکه 18 روز به پایان 6 ماهگی نفس مامان مونده بود ، یه شیطنتی کردیم

چند قاشق لعاب برنج دادیم عسل مامان نوش جان کرد

![]()
وشما هم استقققققققبال کردیاااا
آخ که بابایی نریمان مهربون چقدر ذوق دخملی رو می کرد ولی هر چند ثانیه یک بار تذکر می داد : یه کم تحمل کن تا چند روز دیگه که وقتش بشه
ولی قول قول دیگه مامانی از این کارا نمی کنه


بدون عنوان 