روشای مامان و بابا خوش اومدی

نفس مامان،رنگ جدیدی به دنیای ما دادی

مادرم شبنم گلبرگ حیات                  پدرم عطر گل یاس بقاست

مادرم وسعت دریای گذشت               پدرم ساحل زیبای لقاست

مادرم سنگ صبور دل                  پدرم در همه حال کارگشاست

مادرم باغ خزان دیده دهر                 پدرم بر سرما مرغ هماست

مادرم شهر امید است و هنر              پدرم حاکم پیمان و وفاست

مادرم موی سپید کرده ز حزن      پدرم نقش همه خاطره هاست

مادرم کوه وقار است و کمال        پدرم چشمه جوشان عطاست

 

تولد ٣سالگي روشاي من

  ٢٨ مرداد ماه ١٣٩٥🎀🎈🎉🎈🎈🎈 امروز تولد ٣سالگي عزيز دل من بود. ٣سال پيش اينموقع خدا يه عشق بزرگ به من هديه داد.باارزشترين سرمايه زندگيم.روشاي من تولدت مبارك. هميشه سلامت باشي و شاد و از زندگي لذت ببري. مامان مهري بابا رمضان خاله وداد عمع ندا و ژيناي گل و رادوين عزيزم مهمان ما بودن كلي به همه خوش گذشت و شب خوبي بود🌺🌺🌺 ...
12 شهريور 1395

بدون عنوان

سال 1395 مبارکباد.   زیبایی نوروز امسال با تولد عزیز دل عمه چند برابر شد. ملینای عزیزم خوش اومدی به دنیا همیشه سالم و شاد باشی ...
27 ارديبهشت 1395

بدون عنوان

دخترک شیرینم سالی دیگر را برای ما زیباتر ساختی... سالی پر از امید ، سالی پر از تجربه ، سالی پر از مهربانی... نارنینم امسال در کنار ما و همراه ما بودی  ولی افسوس که ما تنها ساعاتی از روز را در کنار تو مهربان بودیم و بقیه روز را در آغوش امن و بی دغدغه ی پدر بزرگ و مادر بزرگ بودی. من و بابایی مهربون سال پر کاری داشتیم و ممنون که مثل همیشه مودب و آرام و حرف گوش کن بودی     روشای مامان 2 سال و 8 ماه و30 روز داره ... سالی که گذشت کلی کارای خوب و قشنگ یاد گرفتی عزیز دلم بابت هر چیزی که از اطرافیانت میگیری حتما ممنون یا مرسی رو میگی به مهمونا سلام میکنی و بهشون دست میدی و در جواب احوالپرسی همیشه میگ...
27 ارديبهشت 1395

بدون عنوان

دخترم با تو سخن می گویم زندگی در نظرم گلزاریست وتو با قامت چون نیلوفر ، شاخه ی پر گل این گلزاری من به چشمان تو یک خرمن گل میبینم گل عفت ، گل صد رنگ امید گل فردای بزرگ گل فردای سپید   ...
20 مرداد 1394

بدون عنوان

روشا و مامان به دیدن خاله سحر (شاهین شهر) میروند...   اخمهای روشا در مسیر رفت   خنده های روشا در مهمانی پس از ملاقات مهرشاد(گل پسر خاله سحر دوست مامانی).... ...
20 مرداد 1394

بدون عنوان

مامان وروشا با قطار مسافت 1ساعت و نیم را می پیمایند خداحافظی پدر و دخمل   حوصله ی روشا پس از 10 دقیقه س میرود...   تلاش برای یافتن دووووست   و یک دوووست جدید کمی دور از تصور     ...
20 مرداد 1394

بدون عنوان

چندتا عکس از نازگل مامان که مربوط به 18 تا 23 ماهگی روشای مامانه... باغ پرندکان و دختر کنجکاو مامان   ماجرای گل چیدن روشا     و....خجالت زده از چیدن گل؟؟؟   ژست دخترم در صندلی ماشین   دخترم در حال نقاشی کشیدن     ...
20 مرداد 1394

سال 1394 با روشا

نوروزی دیگر و روشای یک سال و نیمه ی مامان وبابا... حالا دیگه حسابی بزرگ شدی و حرفهای مامان وبابا رو متوجه میشی. نوروز  1394و خانواده 3 نفری ما... اینم هفت سین مامان که با کلی دردسر چیده شد....حس همکاری روشا خاااانم گل کرده بود.   اینم گل مامان فردای عید نوروز کنار سفره ی هفت سین   چند روز اول که توی اهواز هوا حسابی گرم بود جای خاصی نرفتیم ولی به دعوت پسر عمو علی رفتیم بندر امام وکنار دریا حسابی خوش گذشت و برای بار اول قایق سواری کرد   گل مامان عاشقتم...           ...
20 مرداد 1394

22 ماهگی روشای ما

سلام ماه روی مامان و بابا ببخش مدت زیادی گذشته و من از وبلاگ عسلم غافل شدم. این روزا مامان خیلی مشغول بوده و روزای سختی رو گذرونده مطمئنم وقتی مطالبی که واست توی دفتر خاطرات خصوصی مامان و دختر نوشتم رو بخونی بهم حق میدی... مهم اینه که مامان به هدفش رسید.... توی این مدت حتی نتونستم عکسای زیادی ازت بگیرم گل من. اگه بدونی چقدر توی این سن ماه و خانم بودی...روشای من تو خیلی مهربونی توی این سن کم ابراز محبت میکنی ، کسی رو که دوست داری بغل میکنی و فشار میدی. راه رفتنت دیگه حرفه ای شده. کلمه های زیادی رو میگی البته همه واضح نیستن  آیی...خاله آجی ....رادوین پسر خاله ،ژینا دختر عمه و تعدادی از کودکان اطراف گاگایی.....
18 خرداد 1394